عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

955

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

و لسان الأجانب علمى و الإبريق متاعى و الگودوش اختراعى و المزدور و الحمال جندى ثم اعلم يا فلان بن فلان ان الظلم حقّ و الرّشوة حقّ و الاحتكار حق و كثرة الأتعاب حق و كثرة النساء حق و تفويض الملك على يد الاعداء حق و السلام . طهران قرار بود روز دوشنبه يازدهم ربيع الثانى شاه سوار شود . سوار هم خبر كردند . موقوف شد . به جهت ناخوشى بود . بعضى مىگويند ديروز عصر سكتهء كامل كرد و مرد . در اين روز بلوا نشد . نان هم فراوان است . ليكن مردم آذوقه مىخرند . آقا سيد محمد مجتهد منزل آقا سيد عبد اللّه رفت و يك ساعت نجوى كرد . امام جمعه هم مىخواهد با آنها صلح كند ، هم در روز يازدهم از طرف آقا شيخ عبد النبى مجتهد جار زد كه امشب در مسجد او حاضر شويد كه مىخواهد خواب مرحوم ميرزاى شيرازى را نقل نمايد . طهران در عشر اول ربيع الثانى ، اعلاناتى در طهران ديده شد كه در شب جمعه پانزدهم ربيع الثانى بلواى عام است و خونريزى خواهد شد . طهران دوشنبه يازدهم ربيع الثانى باغ شاه قرق بود . اتابيك در اندرون پيش او رفت . در شب دوازدهم آقا شيخ عبد النبى مجتهد در محلهء سرچشمه بالاى منبر رفت و به ايما و اشارت گفت كه اتابيك از قرار معلوم از نان و گوشت رشوه مىگيرد و گرانى زير سر اوست . نبايد چنين كارى كرده باشد . اگر بكند زنديق است . مردم از پاى منبر گفتند چرا به كنايه اسم مىبريد و اسم او را معين نمىكنيد و فحش بسيار به اتابيك دادند . سه چهار هزار نفر جمعيت پاى منبر او بود . خواب را باز بيان نكرد . حواله به شب سيزدهم داد . طهران از قرار معلوم آقا شيخ فضل اللّه مجتهد كه با ساير علما مخالف بود ، خيال اتحاد دارد .